درباره خودم فقط همین را می توانم بگویم که در یک روز تابستانی روی بال خیال انگیز سنجاقکی عاشق به دنیا آمده ام و در زمستانی غریب با دستهایی پر از شعرهای عاشقانه با دنیا خداحافظی خواهم کرد... مهدی 22 ساله از تبریز دانشجوی نرم افزار
پدرم میگفت عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب حالا هزار شب پشیمانم که چرا عاشق نشدم.
ایکاش دو قلب داشتم با یکی زندگی میکردم و با دیگری در غم عشق تو میسوختم.
اگر دبیر شیمی بودم لبانت را به بهانه ازمایش میبوسیدم اگر دبیر جغرافیا بودم حد و مرز عشقم را در دلت ترسیم میکردماگر دبیر ادبیات بودم عشق و عاشقی رو با تو معنا میکردماگر دبیر یاضیات بودم عشقت را از عشقت کم میکردم تا که بفهمی چقدر دوستت دارماگر دبیر ورزش بودم برای رسیدن به تو و عشق توتا اخرین نفس میدویدم.
کاش اسمان حرف کویر را میفهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر میکرد.