درباره خودم فقط همین را می توانم بگویم که در یک روز تابستانی روی بال خیال انگیز سنجاقکی عاشق به دنیا آمده ام و در زمستانی غریب با دستهایی پر از شعرهای عاشقانه با دنیا خداحافظی خواهم کرد... مهدی 22 ساله از تبریز دانشجوی نرم افزار
هیچوقت فکر کردی که چرا ؟ وقتی میخوای بری تو رویا چشماتو میبندی ؟ وقتی میخوای گریه کنی چشماتو میبندی ؟ وقتی که میخوای ببوسیش چشماتو میبندی؟ آخه قشنگترین لحظات زندگی قابل دیدن نیستن.
دیشب ۳ شمع روشن کردم.اولی برای بودنت.دومی برای دیدنت و سومی برای بوسیدنت. در آخر هر ۳تاشو خاموش کردم واسه در آغوش گرفتنت.
"به یاد اولین آشنایی:::::::::: ---بهانه--------------- کنار آ شنایی تو آشیانه میکنم فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم کسی سوال میکند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه میکنم........"
اگه يک روز فهميدی که دل هزار نفر برات تنگ شده٬ بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی که دل صد نفر برات تنگ شده٬ بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی دل ده نفر برات تنگ شده٬ بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی که يک نفر دلش برات تنگ شده٬ بدون اون منم! اگه يک روز فهميدی که کسی دلش برات تنگ نشده٬ بدون من مُردم.