درباره خودم فقط همین را می توانم بگویم که در یک روز تابستانی روی بال خیال انگیز سنجاقکی عاشق به دنیا آمده ام و در زمستانی غریب با دستهایی پر از شعرهای عاشقانه با دنیا خداحافظی خواهم کرد... مهدی 22 ساله از تبریز دانشجوی نرم افزار
اگر همه ما قرار بود درباره عشقمان بنويسم فكر مي كرديد چند صفحه را سياه مي كرديم؟
و اگر قرار بود هر روز مطلبي درباره احساس و عشقمون بنويسيم تا چه مدتي ميتوانستيم مطالب غير تكراري بنويسيم!
چرا بعضي از ما به عشقمان مي گوييم يك دنيا حرف داريم كه بايد به او بگوييم،آيا اگر قرار باشد همه آنها را بنويسيم بيش از چند صفحه ميتوانيم بنويسيم؟
من فكر ميكنم خودم جواب برخي سوالها را دارم. بعضي وقتها عشق يك نفر آنقدر بر دل آدم سنگيني ميكند كه آدم فكر ميكنه يك دنيا را در
دل خود جا داده است.
در حقيقت ما يك دنيا حرف نداريم ما يك دل احساس داريم. اگر قرار بود احساس خودمان را هر روز مي نوشتيم شايد هر روز مينوشتيم " دوستت دارم " و كساني كه عشقي در دل دارند ميدانند كه اين جمله هرگز تكراري نخواهد شد و هربار شنيدن آن (يا بهتر بگم فهميدن آن) حتي از خواندن يك كتاب حرفهاي عاشقانه ارزش بيشتري دارد.
به نظرم خوشبختي يعني اينكه بدوني يك نفر دوستت داره و شيرين ترين لحظه ها زمانيست كه ميشنوي كسي ميگويد كه دوستت دارم
"عسلی"
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد میشی دارهبرمیگرده نگات میکنه بدون براش مهمی.اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میفتی برمیگرده با عجله میاد به سمتت بدون که براش عزیزی.اگه یکی رو دیدی وقتی داری میخندی بهت نگاه میکنی بدون که براش قشنگی.اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه میکنی با هات داره اشک میریزه بدون که دوستت داره.اما اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته.