تبليغاتX
اشک سرد چت با مدير سايت با کلیک روی شکلک یاهو گوشه سمت راست






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



گل شقایقم

به عاشقي ام گرمي و تب داد شقايق
آرامش مهتابي شب داد شقايق
رسوا شدم آسوده شد او فكرش و من را

يك عاشق ديوانه لقب داد شقايق

یادته ای سهراب

که میگفتی :

تا شقایق هست زندگی باید کرد..!!

نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد..!! دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد

دل تنگی

جنگجو شده اي
حالا ، مي خواهي انتقام بگيري

تمام دنيا با توست

من

یاري ندارم

سربازانت مي رسند

نيزه اي قلب مرا مي شكافد

دوستت دارمها

بر ملا مي شود!!!

نظر بدی حتما عزیز


نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه دوازدهم آذر 1385 در ساعت: 19:1
|+|



حدیث عشق

آخر از عشق تو ساکن کليسا ميشوم

ميکشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم

آنقدر بر کشتي عشقت نشينم همچو نوح

يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم

 

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم

باشد که نباشیم و بدانند که هستیم

عشق یعنی با تو خواندن از جنون

عشق یعنی سوختنها از درون

عشق یعنی سوختن تا ساختن

عشق یعنی عقل و هوش را باختن

اي کاش عاشقم بودي

بوسه را دوست دارم نه در حوس


عاشقي را دوست دارم نه در قفس


عاشقت گشتم تو گفتيي عاشقان ديوانه اند


عاقبت عاشق شدي ديدي که خود ديوانه اي

ايکسي در مي زند

در را گشودم روي او

ديدم غم است در مي زند

اي دوستان بي وفا

از غم بياموزيد وفا

غم با همه بي گانگي

هر شب به من سر مي زند

 

من نگويم كه به درد دل من گوش كنيد

بهتر آن است كه اين قصه فراموش كنيد

عاشقان را بگذاريد بنالند همه

مصلحت نيست كه اين زمزمه خاموش كني

نظر یادتون نره


نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه دوازدهم آذر 1385 در ساعت: 18:52
|+|



غم نامه

به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان

یک چشم من اندر غم دلدار گریست چشم دگرم حسود بود و نگریست چون روز وصال امد او را بستم گفتم نگریستی نباید نگریست

تبانی قلب من وديده تو، توطئه ايست به نام عشق

"هرگز عشق را گدایی نکنید...چون هیچ وقت چیز با ارزشی به گدا داده نمی شود..."

من در اقيانوس افتادم و آب اقيانوس ساکن نبود من در

جهت مخالف آب شنا کردم براي يافتن زندگي بهتر در دام

عشق افتادم در حالي که هنوز اسير اقيانوس بودم و

هيچ ساحلي به من ختم نشد تا در يافتم جهت مخالف

تنها مسيري خيالي بود

زيبايي عشق به سكوته نه فرياد.

زيبايي عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ريختن.

عشق خيالي ست كه اگه به واقعيت برسه ديگه طعم شيرينشو از دست مي ده.

عشق يه كويره كه عاشق تشنه با روياي سراب معشوق قدم به جلو ميذاره.

عشق سخن گفتن با نگاهه

عشق اميد به رسيدن و ترس از نرسيدنه

اما ...

مطمئن باش ضربه ات کاری بود ...

و دلم سخت شکست ...

و چه زشت ...

به من و ساد گی ام خنديدی...

به من و عشقی پاک ...

که پر از ياد تو بود ...

و به يک قلب يتيم ...

که خيالم می گفت ...

تا ابد جای تو بود ... !

اگر روزي مردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم

بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جايه معشوقم برايم گريه کند
...

چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم
...

و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم

ای کاش ادیب بودم تا می توانستم عشق وعلاقه ی خود را نسبت به تو به نگارش درآورم.

ای کاش قارون بودم تا می توانستم به پاس مهر و محّبتت به پایت گنج بریزم.

امّا عاجزم وحقیر

عاجزم چون ادیب نیستم و حقیرم چون قارون نیستم.

امّا قلبی دارم به وسعت آسمان که دو ضربان دارد

یکی تو و دیگری خدا

یکی برای تو می تپد دیگری برای او

به خدا

دوستت دارم

یک نصیحت بشنو از من هیچ وقط به سادگی از عشقت نگذر...

نظر یادتون نره


نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه دوازدهم آذر 1385 در ساعت: 18:33
|+|

برای همتون ارزوی موفقیت دارم
Fall Hafezz & www.B-a-h-a-r-2-0.sub.iR & Ghaleb Weblog