تبليغاتX
اشک سرد چت با مدير سايت با کلیک روی شکلک یاهو گوشه سمت راست






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



وقتی با چشمان ابری در کوچه ی بی مهری به زمین می خورم هنوز آنقدر رمق دارم که دست بر دیوار صداقت نهم و آرام بلند بلند بگریم تا اشک هایم دیوار را تر کند شاید بوی کاه گل دیوار کمی به یاد آردم که این بوی کاه گل نیست این بوی معصومیت هزاران انسان است که از این گنبد دوار گذشتند و خاکشان بر جای ماند تا بازبان بی زبانی فریاد کند ای عزیز تو نیز خاک می شوی و از تو برای خودشان دیوار خوا هند ساخت و هیچ وقت نمی فهمند که زمین خاکروبه ایرا ز د

سیب سرخی را به من بخشید و رفت ساقه سبز دلم را چید و رفت عاشقی های مرا باور نکرد عاقبت بر عشق من خندید و رفت با غم هجرش مدارا می کنم گرچه برزخمم نمک پاشید و رفت اشک در چشمان سردم حلقه زد بی مروت گریه ام را دید و رفت...

گریه


نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 در ساعت: 22:33
|+|



تقدیم به تو

ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگي تو؟ خوب منم راستش رو گفتم، گفنم زندگيمو! ازم نپرسيد چرا؛ گريه كرد و رفت اما نمي دونست كه اون خودش زندگيمه!

نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم

 

دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست ، اسراف در محبت است . اگر ميخواهي هميشه آرام باشي ، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر كسي را دوست داري كه او تو را دوست ندارد ، سعي نكن از او متنفر شوي، بلكه سعي كن او را فراموش كني

 یادت نره نظر بدی

'ل رز

 

 


نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 در ساعت: 22:30
|+|



عشق

از آتش پرسيدم محبت چيست؟ گفت: از من سوزان تر است. از گل پرسيدم محبت چيست؟ گفت: از من زيباتر است. از شمع پرسيدم محبت چيست؟ گفت: از من عاشق تر است. از خودش پرسيدم: محبت چيست؟ گفت: نگاهي بيش نيستم

لحظه خداحافظي به سينه ام فشردمت؟ اشك چشمام جاري شد دست خدا سپردمت؟ دل من رازي نبود به اين جدايي نازنين؟ عزيزم منو ببخش اگه يك وقت آزوردمت؟

عشق از دوستي پرسيد: تفاوت من و تو در چيست؟ دوستي گفت : من ديگران را به سلامي با هم آشنا مي كنم تو به نگاهي. من به دروغي ديگران را از هم جدا مي كنم تو با مرگ

افسوس كه خاطرت مرا ياد نكرد؟ چشمان تو هم دمي مرا شاد نكرد؟ مي سوخت دلم ولي تو مي خنديدي؟ اما دل من زعشق فرياد نكرد

اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد

عشق


نويسنده: مهدی مورخ: شنبه سیزدهم خرداد 1385 در ساعت: 19:58
|+|



افکارم

تنهایی ام را با تو تقسیم کرده ام سهم کمی نیست , گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

زندگی مثل پیانو است، کلیدهای سفید لحظه های شاد و کلیدهای سیاه لحظه های غمگین زندگی هستند و همین کلیدهای سیاه هستند که موسیقی را می سازند.

 

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست. عشق آنست که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد......!!!!

در تمام لحظه هایم هیچ کس خلوت تنهاییم را حس نکرد آسمان غم گرفته هیچ گاه برکه طوفانیم را حس نکرد. آنکه سامان غزلهایم از اوست بی سرو سامانیم را حس نکرد.

 

 


نويسنده: مهدی مورخ: جمعه دوازدهم خرداد 1385 در ساعت: 0:25
|+|



نميدونم چند نفر تو اين دنيا هستن که هيچ کس رو ندارن نميدونم چند نفر هستن که هميشه تنهان نميدونم چند نفر هستن که کسي نيست به درد دلشون گوش کنه نميدونم چند نفر هستن که وقتي بغض تو گلوشون گير ميکنه کسي نيست بهشون بگه گريه کن عزيزم سبک ميشي نميدونم چند نفر هستن که کسي نيست بهشون بگه دوست دارم نميدونم چند نفر هستن که وقتي گريه ميکنن کسي نيست رو سرشون دست بکشه نميدونم چند نفر هستن که تو سرماي زندگي کسي نيست که دست گرمش رو بگيرن نميدونم

وقتي دلم مي گيره دلم مي خواد تنها باشم تا اگه دلم خواست گريه كنم وجود كسي مانع اشك ريختنم نشه. آخه مي دوني آدم بعض وقتا نمي خواد كسي شكستنشو ببينه. خيلي وقتا براي كساني كه از دست دادم گريه كردم اما خيلي وقتا هم براي كساني كه دارمشون اشك ريختم و به خدا گفتم كه اگه يه روزي كه اميدوارم اون روز مرده باشم تنها بشم چي كار كنم من از اينكه از دستشون بدم مي ترسم واسه همين گريه مي كنم تا خدا بهم رحم كنه.

تنهایی


نويسنده: مهدی مورخ: دوشنبه هشتم خرداد 1385 در ساعت: 19:8
|+|



کوچک اما بزرگ

خوب میفهمم که میان ما چقدر فاصله است .اما ایمان دارم که این فاصله روزی خواهد شکست و من دستم را در این روزهای دشوار دلتنگی به دست تو خواهم داد ، و با هم لبخند را تجربه خواهیم کرد ... تقدیم به تو که به خاطر وجودت دشوار ترین روزها را تحمل خواهم کرد ...

با شروع هر صبح فکر کن تازه به دنيا آمدي مهربان باش و دوست بدار شايد که فردايي نباشد

اگر کسی می گوید برای تو می میرد دروغ می گوید...... حقیقت رو کسی می گوید که برای تو زندگی می کند

براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم ؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت.............. تا مبدا دلش بشکنه


نويسنده: مهدی مورخ: دوشنبه هشتم خرداد 1385 در ساعت: 19:4
|+|



ای کاش

 عشق حديثي است که بايک نگاه آغاز مي شود و با لبخندي بيشتر وبا قطره اشکي به پايان مي رسد اينجاست که عشق ميسوزدو وجودش خاکسترمي شود سوگند به اولين عشق که پاکترين عشقهاست قلب من براي هميشه جايگاه عشق توست زيرا که روحم سيراب از عشق توست که چشمه آن دراعماق قلب توجاي داردبه خداي آسمانها,به فروغ کهکشانها,به جمال بي نشانها,به دل شکسته دلها,به خروش گرم دريا که هميشه و براي هميشه تورا دوست دارم .

تو بهتريني ، واسم عزيز تريني تو خلوت دل من ، صداي اخريني کاشکي کنار من بودي ، ستاره شبم بودي بيا که بيقرارتم.... تا ته قصه يارتم وقتي که از تو دورم ، دوباره بيقرارم از لحظه هاي بي تو ... هميشه در فرارم ميخوام بگم دوستت دارم ميخوام بگم دوستت دارم ديشب بودي تو خوابم ... گفتي که چشم به راهتم براي ديدن تو ، ثانيه مي شمارم اي اوج يک ترانه.... روياي بي بهانه براي تو ميميرم ؛ ميخوامت عاشقانه ميخوام بگم دوستت دارم ميخوام بگم دوستت دارم .

ای کاش


نويسنده: مهدی مورخ: دوشنبه هشتم خرداد 1385 در ساعت: 18:53
|+|

برای همتون ارزوی موفقیت دارم
Fall Hafezz & www.B-a-h-a-r-2-0.sub.iR & Ghaleb Weblog